|
راجه به تاثير دين زرتشتي در اسلام و قران مطلب نداري؟
حمله و كشتار ايرانيان و اواركي زرتشتيان درست دستور اسلامه كه حضرت علي ع هم در اون نقش داشته در نهج البلاغه خطبه 146 اين امر مشهود است منابع ديكر تاريخي هم هست ذوالقرنين و ياجوج ماجوج و اين ايات همكي هيج ربطي نداره و اينه خرافاته حالا ميخاد تو قران هم باشه خورشيد هم كه تو جشمه لجن غروب مي كنه(كاملا علميه شايدم زمان كوروش اينطور بوده)
فكر مي كنم تو از اونايي هستي كه نفهميدن دين اسلام و زرتشتي كاملا ضد همدكرند نميدوني طرف كدومو بكيري كيج شدي
برجم ما رو هم كه به كند كشيدن
لازمه بدوني كه حرامزاده فحش اسلاميه و در نقل تاريخ نويسنده فقط شرح ميده و از خودش جيزي اضافه نميكنه واضحه كه اين نوشته شما از روي تعصب و كينه شتري نوشته شده و معلومه كه شما بسيار خام و جوان هستيد لازمه بدوني قضيه خليج خيلي وقته حل شده |
|
|
درود بر شما هموطن عزیز
هموطنم از اینکه مسایلی را در رابطه با اسلام در اختیار برادرتان قراردادید تا تحقیق نماید سپاس گزارم . اما هموطن من اینکه دینی مشکل دارد یا ندارد را شما یا کسانی چون من نمی توانند تعیین کنند بلکه باید آنان که می دانند بگویند تا ما بیاندیشیم . هر کس نباید خود را اسلام شناسی متبحر بداند و نظری دهد و باعث تفرقه در بین مردم شود.
اما در مورد تاثیر دین زرتشت در اسلام :
دین اسلام از جایی تاثیر نگرفته است چرا که همه می دانیم ادیان از سوی یک خدا و برای راهنمایی آمده است پس اگر تشابهی در ادیان وجود دارد بر این دلیل است که از یک مبدا آمده اند نه آنکه تاثیر پذیرفته باشند.
سوال من از شما دوست عزیز آن است که آیا تا به حال با دیدی خردمندانه و بدون نگاه ویران شده کتب آسمانی را خوانده اید؟
همه از نیکی می گویند و سعی بر اندرز دارند تا که فساد بر جامعه مستولی نشود انجیل٬ تورات٬ اوستا و یا قرآن همه سعی بر هدایت انسان دارند نه بر گمراهی آن.البته در تورات ٬ انجیل ٬ اوستا تحاریفی بر اثر زمان بوجود آمده است که در صورت نیاز برای شما توضیح خواهم داد.
اینکه شما فردی کم دانش همچون من را به چالش بکشانید و یا او را برگردانید کار شگرفی نکرده اید زیرا که علمم کامل نیست و ممکن است براحتی به هر سویی کشانده شوم . من میدانم که شما از چه کسانی تاثیر گرفته اید!
۱- بهرام مشیری : که خود را دوست دار ملت می داند اما فقط برای مقام تلاش می کند( که باز هم در صورت نیاز توضیح می دهم و ضعفهایش را بیان می دارم)
۲- رضا فاضلی : فردی پیر چهره که غبار تجره بر آن نشته اما گویا این غبار به جای آن که راهنمای او شود وی را به گمراهی کشانده است. او حتی ادب ندارد چه برسد که بخواهد در مورد چیزی سخن بگوید و نظر دهد. حتی مدرکی در مورد اسلام شناسی ندارد اما چنان خود را عالم می داند که هر شنوده ای خنده اش می گیرد ( در صورت نیاز سخنرانی های وی را همراه با انتقادهایی بر او قرار خواهم داد)
۳- علی دشتی : که شاید همه ی اینها را وی به این کودکان نوپا آموخته است جالب ان است که بدانید علی دشتی آنچنان تند رفته است که خود را عربی دانی فصیح مدانسته و بر اعراب قرآن ایراد گرفته است(که این نیز جای بحث دارد)
۴- مسعود انصاری : که چند مدرک دکترا دارد اما هیچ کدام رابطه ای با اسلام ویا تاریخ ندارد و تمام سخنانش از سه و یا چهار نویسنده کپی برداری شده است که علی دشتی نیز جزیی از آنان است.
۵- احمد کسروی : که این فرد نیز قرآن قبول دارد اما درصدد تشکیل مذهبی واحد است و به دنبال متحد کردن مسلمانان است. اما این فرد نیز راه را گم کرده است .
در مورد اینانی که دبنال انقلابند مانند خاندان پهلوی و یا هخا و بهرام مشیری اینان بسیار مردم ایران نادان فرض نموده اند زیرا
۱- چرا این خاندان پهلوی ثروتی را که دزیده بودند برنگرداندند و به خاطر سیلاب که از خون جوانان به راه انداختند حتی زبانی هم عذر خواهی نکردند؟ من به عنوان یک ایرانی به هیچ وجه تن به بندگی این ننگ نخواهم داد که اشرف پهلوی ویا فرح که هر دو زمام آلت شهوانی خود را ازدست داده بودند بر من سروری کنند. اشرف در بستر پادشاه مصر و برادر فوزیه همسر اول شاه می خوابید و فرح نیز به محض مریضی شوهرش دست به فاحشه گرایی زد.
۲- بهرام مشیری و امثال وی نمی دانند که اگر به دنبال انقلاب اند باید خون بدهند؟ باید باز دوباره جوانانی بی گناه به خاک و خون کشیده شوند که وی به دنبال منصب است؟ آیا مردم را دسته ای از احشام فرض نموده اند؟
۳- اگر این حکومت مشکل دارد باید هرس شود نه انکه از بن برچیده شود.
و اما در مورد حمله اعراب به ایران :
باید بگویم این حمله در زمان عمر و به دستور وی صورت گرفت و این ربطی به علی ندارد علی در آن هنگام که عمر خلافت می کرد همچون مردمان عادی چاه می کند و کشاورزی می نمود. دیگر اینکه عمر با علی دشمن بود نه تنها به سخنان علی گوش نمی داد بلکه از وی متنفر بود. اگز از علی تاثیر می گرفت باید از دیگر خطبه ها و سخنرانی های وی تاثیر می پذیرفت. ویا نباید همسر و فرزند علی را با میخ در به دیوار بدوزد. در زمان خلافت عمر سپاهی و یا حتی فرماندهی گروهانی به دست علی نبوده است که دستور کشتن ایرانیان را بدهد و اگر می داد برای فرزندش از ایرانیان همسر نمی گرفت.آری حمله به ایران به خاطر ثروت ایرانیان و نابودی تمدن ایرانیان و از سر حسادت عمر به یزدگردیان بود( مانند حمله اسکندر به ایران) و نیز لکه ی ننگی بود مانند دیگر لکه ها که عمر به دامان اسلام نشاند. ( باز هم هموطنم٬ من باید مطالعه کنم پس اگر در سخنانم اشکالی هست دلیل بر مشکل داشتن علی نیست بلکه دلیل بر بی دانشی من است)
در مورد یاجوج ماجوج :
اول باید بگویم اگر قرار باشد که هر چه را که ما مردم عادی نمی توانیم درک کنیم خرافه بدانیم و مهر رد بر آن بکوبیم سر به گمراهی خواهیم گذاشت
دوم اینکه برادر من ذوالقرنین کوروش کبیر است و یاجوج و ماجوج نیز قومی هستند نه افراد خاصی . یاجوج و ماجوج قومی خونخوار بودند که به فرمان کوروش روزی بر سر راهشان سدی بنا نهاده شد اما اینکه منظور از سد آهنی در قرآن کریم چیست گذر زمان و یا تحقیقات آن را پاسخ خواهند داد( بیایید بیاندیشیم در این مورد نیز من تحقیق بیشتر خواهم کرد)
در مورد ضدیت اسلام و زرتشت :
این دو دین نه تنها با یکدیگر ضدیت ندارند بلکه تشابهات بسیار در آن ها یافت می شود .(که اکنون فرصت بیان آن را ندارم )
در مورد فحش حرامزاده :
باید بگویم که خیر این فحش در دگیر از ادیان نیز بوده است ( برای دانستن بیشتر به فرهنگ لغت پارسی مراجعه نمایید تا واژه اصیل پارسی آن را مشاهده نمایید)
در مورد تارخ نویسان:
باید بگویم کسان زیادی بوده اند که تاریخ را با قرض نوشته اند و نه تنها آن را به چیزی اضافه کرده اند بلکه آن را در بعضی موارد تغییر هم داده اند . نمونه ی بارز آن هردوت است که منبع بسیار از تاریخ نویسان است.
در مورد قضیه خلیج:
منظورتان را نفهمیدم اما اگر خلیج پارسی است باید بگویم که همیشه پارس است.
در مورد عوارض انقلاب هم در مباحث بعدی توضیح خواهم داد.